باید مشت بود

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

باید مشت بود

بیا ای دوست، دست بدست هم دهیم تا در پیچ و خمهای کوچه زندگی سر در گریبان نشویم، برایمان خیلی خوب برنامه ریزی کرده اند تا آه خوشی در گلویمان پایین نرود، درباغچه های زندگی کوچکمان گلی نروید، و شاخسارزندگی سبزمان را با درختان زرد پاییزی عوض کنند،گل خنده را از لبانمان برچینند. باید لحظه ای غفلت نکنیم و هوشیارانه پنجه هایمان را بهم به مهربفشاریم تا عفریتهای سیاه چهره ناامید شود. بیا، بیا، تا آه باشیم، در ته سینه مادرانی که نازدردانه شان در جلو چشمان پرحسرتشان پرپر کردند.

بیا تا اشگ باشیم، زیرپلک بقض در گلو مانده کودکان غزه، عراق و شام که مادر و پدران بی دست و پاهایشان را ازلای خروارها آهن پاره بیرون آوردند.

بیا تا مشت شویم، آنهم گره کرده واستوار، تا کوبیده شود بر سینه اهریمن.

بیا تا قلم باشیم، تابنگارد برحاشیه تاریخ کربلا،هم صور و شلمچه هم شام وهم عراق را

بیا تا فریاد شویم، تا گوش مدعیان حقوق بشر را کرکنیم، و صدای مظلومیت شکمهای گرسنه کودکان افریقا یی و ضجه کودکان بی دست فلسطینی وآه مردم افغان و شام را به گوش آنهایی برسانیم، که چند لا دستمال کاغذی در گوش فرو کرده اند.

بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زه یک گوهرند

چو عضویبدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بیغمی نشاید که نامت نهند آدمی

(سعدی)

نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 5:27
برچسب‌ها :