وفا را از وفادار بیاموز

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

وفا را از وفادار بیاموز

بعضی واژه ها وقتی کاربردی می شوند، قانون که مایه افتخار بشر قرن بیستم است در برابرآنها تعظیم میکند. زیرا قانون نتوانسته نه آنها بفهمد و نه آنهارا درک کند.اگرقانون این واژه ها به کمک خود بگیرد، شاخ و برگ خشک و بی روح قانون گلریزان می شود بطوریکه تمام نظریه پردازان و تئوریسینهای کل تاریخ بشر نتوانسته اند چنین تزیینی از قانون بنمایند.گل واژه هایی که به انسان بودن آدم آبرو می بخشد و از عقل و فهم عاقلان مکتبهای غربی دور وگم شده اند. اگر هم بحث و صحبتی از ارزشها در بعضی علوم نموده اند مخصوصا مدیریت، آنها ارزشها را در تولید به مثابه روغن دانی برای انسان می دانند که به چرخهای ماشین می مالند تا براحتی کارکنند و تولید را بالا ببرند تا جیب صاحبان قدرت وثروت پر مایه شوند. نه برای ارزش دادن به خود انسان.

امشب می خواهم از انسانی بنویسم که به کل بشریت از ازل تا ابد آبرو بخشیده است.

ای عزیز،اگر توانستی به سئوالهای زیر پاسخ دهی او را حتما خواهی شناخت.

ای پدر می دانی او فرزند کیست؟

پدرش کسی بود، که وقتی چاهی به آب می انداخت هنوز تن خیسش را به بالای چاه نرسانیده چاه را به فقرا وقف می کرد.

شناختی؟ بازهم میگم: وقتی در کوچه ها گذر میکرد اگر بچه یتیم گریانی را می دید با او بازی میکرد و حتی درعین خلافت چندین کشور امروزی، کودک را به پشت خود کول می کرد تا خنده به لبانش بازگردد. بازهم بگم. باشه، او دشمن خدا را بخاطر کینه نمیکشت. بطوریکه دشمن ذبون وقتیکه در زیر پاهایش به خاک مالیده بود، آب دهن روی چهره اش انداخت بخاطر غلبه بر خشم از روی بدن ذلیل دشمن بلند می شودو ذکر الله می گویید تا خشمش فروکش کند و فقط بخاطر رضای خدا او را بکشد.

ای مادر می دانی او کیست.؟

او فرزند زنی است که هم مادر بود و هم زن بابا، هم خود فرزند داشت و هم فرزندان شوهرش، وقتی چهار فرزند خودش همراه فرزندان شوهرش به مسافرت رفته بودند آنهم چه مسافرتی، سفری شوم در میان قومی کر و کور در مقابل حقیقت و عدالت . او در جاده ورودی شهرش هر روز با آرزوهایی می نشست و احوال مسافرینش را از مسافران می پرسید، میدانی اول سراغ کدام فرزند را می گرفت؟ بچه های خودش؟ خیر او با چشمی گریان سراغ بچه های شوهرش را می گرفت. وای بر این همه ایثار

مادران پاک در دامن خود فرزندانی میپرورند و تربیت می کنند که چون نوری جلودار تمام جوانمردان عالم می درخشند. و با تمام معانی عطرگلهای روحبخش زندگی را چون مهربانی و عشق و وفاداری به باغ بی بوی زندگی بشریت عطا می بخشند.

ای مدیر و مسئول توهم آیا او را شناختی؟ اگر نشناختی راهنمایت می کنم، پدر او کسی بود که وقتی در محیط کارش غیر از روابط کاری جلسه ای داشت از چراغ محل خدمتش استفاده نمی کرد آنرا خاموش می کرد و چراغ شخصی خودش را روشن می کرد. تعجب نکن واقعیت دارد. نشناختی؟ بازهم می گویم: او به مدیران زیر دستش سفارش میکرد پای سفره های رنگین اهل نفوذ ننشینند، تا وامدار آنها نشوند.

ای عزیز

اگر الفبای مدیریت را در گذر زندگی پر درد و رنج او؛ مسئولین یاد می گرفتتند، شاهد این همه پرونده اختلاس در حکومت اسلامی و در دادگاهها نبودیم که حق هزاران نفر را چند نفر امویه صفت به غارت ببرند.

یک راهنمایی دیگر برای کلیه عزیزان میکنم.

او کسی است که به کلیه واژه های سبز آذین به مردان و زنان پاک کره خاکی همچون، وفا، عشق، مهر، محبت، دلدادگی، ایثار، شجاعت، شهامت،صداقت اخلاص، معرفت معنا بخشید و خود زینت بخش صفات عالی بود.

لقبهایش: ابوالقربه(پدر مشک)، علمدار، سقا، سپهدار، بابوالحوائج، طیار است.

نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 5:27