هدف وسیله را توجیه نمی کند

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

چکیده:

امروزه برای کسب موفقیت در بعضی از حوزه های اجتماعی به جلب و رای مردم نیاز می باشد. بعضی ها در نوشته ها و سخنرانی ها یشان به وفور این جمله که "مردم "ولی نعمت ما هستند دیده و شنیده می شود، شعار اغلب کسانی است که به خواننده و شنونده به قبولانند دلسوز مردم هستند. وسعی می کنند به روش های روانشناختی فکر و ذهن مردم را به سوی خود جلب نمایند، برای توفیق در این کار به فعل حرام متوسل می شوند و به خیالپردازی، فرضیه پردازی، تشدد و آدرس غلط به مردم دادن به روش های پوپولیستی سعی می کنند خیر خواهی و مظلوم نمایی کنند.. این روش ماکیاولی این روزها برای جلب رای مردم در انتخابات ریاست جمهوری، شورا های اسلامی به وفور دیده می شوند و این جمله امام راحل[مردم ولی نعمتان ما هستند] به وفور شنیده می شود. بیشتر روشنفکران نیز برای حقانیت بخشیدن به نوشته های خود برای طرفداری از شخص مورد نظر خود از مردم مایه می گذارند. هر چند این جمله برای مدیران و کسانی که از کیسه مردم(بیت المال) ارتذاق صحیح می کنند بجاست،به نظر من نیز اصل انسانیت روی همین جمله می چرخد زیرا رضایت خدا در جلب رضایت خلق خدا است. اگر انسان این همه به تهذیب نفس، تقوا، اخلاق حسنه، پرهیزکاری سفارش شده است، برای این است که بتواند در حالت عادی و معمولی بدون داشتن پست و مقام گره ای از مشکلات مردم را باز کند. حالا بر پایه کدام تفکر بعضی ها که از بیت المال ارتذاق می کنند، با نام اسلام در حکومت اسلامی به شیوه های ماکیاولی متوصل می شوند که با اسلام منافات دارد، جای بسی تعجب است.

شناخت موقعیت:

خطوط سبز و قرمز به صورت بشارت ها و ممنوعیت ها برای انسان ها"مردم" در کلام خدا زیاد دیده می شود. این رهنمودهای قرآنی برای سعادت مردم در دو دنیا مد نظر قرار گرفته است. خداوند از بین مردم پیامبرانی را که دارای فاکتورهای عالی انسانی الهی بودند،برای هدایت قوم و قبیله و بشریت، به پیامبری برگزید این گزینش یک نعمت الهی بود، که خداوند به بشر عطا فرموده است، زیرا در گزینش های مردم به خاطر بعضی بد اخلاقی هایی که صورت می گیرد، مردم نمی توانند اصلح شناسی کنند در نتیجه شناخت سره از ناسره مشکل می شود. قرآن به صورت تئوری به پیامبراعظم(ص) نازل شد و پیامبر آنرا به شکل عملی در حکومت داری نشان داد. تا مردم روش آیینی وحیانی را در زندگی یاد بگیرند. شاگرد ممتاز این مکتب وحیانی علی بن ابوطالب علیهالسلام است، این ابر مرد تاریخ نیز به دستور الهی در آیه ای که در آهرین سفر حج به پیامبر برای انتخاب جانشین خود نازل گردید، علی علیه السلام را در محلی به نام غدیر خم برای جانشینی خود انتخاب کردند، شاهد پژوهش های مرحوم علامه امینی در چندین جلد نهج البلاغه از علمای بزرگ اهل سنت است. این انتخاب بدون رای مردم صورت پذیرفت. بعضی از شاگردانی که در این مکتب الهی نیز پرورش یافته بودند، مانند سلمان فارسی، ابوزر غفاری، عمار یاسر، بلال حبشی، و... که دارای شاخصه های کامل انسانیت به تمام معنا بودند تربیت شدند که تا پایان زنگی بشر، اسوه و الگو باشند. از زمان آن بزرگان تاکنون بیش از هزار و سیصد و اندی سال می گذرد، در این دوران طولانی دانشمندان و متفکرین زیادی در کره خاکی پا به عرصه هستی گذاشته اند و به بررسی و تحلیل حل مسائل و مشکلات انسان در طیف های فکری مختلف الهی و غیر الهی به روش های متفاوت پرداخته اند. در این دوره طولانی در سرزمین پهناور ایران نیز اندیشمندانی مسلمانی در حوزه های مختلف معرفتی ، جهان بینی، پزشکی و... به پژوهش پرداخته اند، از بین آن همه اندیشه های کهنه و جدید الهی و عیر الهی تنها ایدئولوژی اسلام شیعی است که توانسته است در بین دیگر مکاتب الهی و چه غیر الهی برای کلیه بشر، صداقت، کرامت، عشق را به ارمغان بیاورد هرچند هنوز جمهوری اسلامی ایران در ابتدای راه است و می طلبد اندیشمندان اسلامی برای تک راه سعادت بشر تلاش نمایند که ابزار و لوازم لازم را جهت پیمودن این راه در مقابل کژ راه هایی که بر مبنای تفکر سود و لذت ارائه می شود در اختیاربشریت قرار دهند.

خواص و انتظار مردم

بعضی از خواص در این کشور شیعی که دارای عقبه عظیم فکری و عقیدتی است، برای رسیدن به هدف و به تبع آن اشخاص دیگر، شان و جایگاه و تعلقات خود را متاسفانه فراموش می کنند و به جای اینکه از دستورالعمل های عظیم وحیانی برای رسیدن به هدف استفاده نمایند دست به دامان اندیشمندان غربی می شوند که هیچگونه سنخیتی با این پشتوانه عظیم فکری ایرانی اسلامی شیعی ندارد. عموم مردم از خواص و مدیران عالی انتظار دارند در تمام اموراتشان به دستورالعمل های اعتقادی که در آن پرورش یافته اند،و الگویی مانند علی بن ابی طالب علیه السلام دارند ، تمسک جویند، نه آنطور عمل نمایند که مخالف راه و روش آن بزرگان باشد. مردم انتظار دارند به کسانی که قصد دارند تفویض قدرت دهند با آنها صادق باشند، ولی متاسفانه شاهد رفتارهایی از بعضی خواص می شویم که جای تامل دارد. آنهم برای کسب پست و مقام در حکومت و ولایت های اسلامی که چشم انداز حکومت داری آن رسیدن به تمام زیبایی ها، عدالت به تمام معنا، عشق به همدیگر، ایثار و... است که توسط فرزند دیار خوبان صورت خواهد پذیرفت، آنطور که تا کنون بشر در هیج حکومتی به خود ندیده است.

همانطوری که مدیران به مردم نیاز دارند، مردم نیز به مدیران لایق نیازمندند. یک نفر به جای مردم انتخاب می شود و پی گیری حقوق آنها می شود. مردم قدرت خود را به یک نفر انتقال می دهند تا او قدرت و وجاهت پیدا نماید وبرای مردم خدمت کند. برای نمایندگی مردم در امورات مختلف مانند ریاست جمهوری، مجلس، شورا های اسلامی، کسانی در خود این جرئت را می دهند تا دین مردم را به گردن بگیرند واقعا اشخاص با شجاعتی هستند، هرچه شعاع فعالیت بیشتر باشد مسئولیت بیشتر است و دین بیشتری را متقبل خواهند شد. نیت افرادی که کاندیداتور در عرصه های مختلف می شوند باید خدمت به مردم و انجام خدماتی که مردم به آنها در حوزه های مختلف نیاز دارند با حفظ کرامت، منزلت، و سیانت از ارزش های آنهاست خدمت رسانی نمایند. برای این که خدمت رسانی منتخبین در بین راه به بیراهه تبدیل نشود، قانون اساسی ، میثاق میراث داران فداکاری ها و ایثارگری ها و خون شهیدانی است که توسط بزرگان و اندیشمندان در حوزه های مختلف اسلامی و ... تهیه گردیده و مورد قبول مردم نیز بوده است. کاندیداها با داشتن نقشه راه و مردمی ایثارگر، خدامحور و نوع دوست، باید دارای خصوصیاتی باشد که در شان چنین مردمی باشند.

فعالیت میدانی کاندیداه ها:

هر کاندیدا با توجه به موقعیت جا و مکان مسئولیتش شعاع انتخاباتی متفاوتی دارند. کانداتور ریاست جمهوری با نماینده مجلس و شورا های اسلامی دایره انتخاباتی وسیعتری دارد، هر کدام در هر حوزه مسئولیتی در انجام تبلیغاتی هزینه های متفاوتی را می پردازند، شعارهای انتخاباتی آنها نیز باید در حوزه مسئولیتشان تعریف شده باشد. آنچه که بیشتر در شعارهای تمام این کاندیدا ها به چشم می خورد، کلمه" مردم ولی نعمتان ما هستند" در نوشتار طرفداران آنها که وابستگی جناهی دارند و در بلندگوه های آنها می شنویم و می بینیم همه خادم مردم هستند، حالا تا چه زمانی؟ خدا میداند. اصل هم همین است که تمام آنها که جرات به خرج داده اند تا وکیل مردم باشند در حقیقت خدمتگزار مردم باشند، مصداق همان جمله ی حضرت امام راحل فرمودند. همین مردمی که تمام کاندیدا ها سنگ آنها را به سینه می زنند، آنچه که مردم از تمام کاندیدا ها انتظار دارند صداقت است و وفاداری به شعارهایی که در زمان انتخابات گوش آنها را کر می کرد.، اگر صداقت در گفتار و نوشتار باشد حتما در عمل نیز وجود خواهد داشت. خدمتگزاری به مردم از وظایف اصلی آنهایی است که برای کسب و انتقال قدرت از سوی مردم کاندید می شوند. اگر قصد و نیت برای خدمتگزاری است، باید با وسواس خاصی پا به عرصه بگذارند، زیرا دینی به این بزرگی برای پرهیزکاران کار بسی دشوار است، دینی که متاسفانه برای قشر زیادی از مدیران نادیده و یا به فراموشی گرفته می شود.

شاید مثمرترین راه جلب توجه مردم در انتخابات، شعارهای انتخاباتی و تبلیغاتی کاندیداها باشد، هرچند سوابق، تجربیات، وفاداری و اعتقاد قلبی به انقلاب اسلامی، نظام و ولایت فقیه نیز از دیگر معیارهای مردم برای انتخاب بوده است. در گشت میدانی شاهد بودیم که تعدادی از کاندیداه های ریاست جمهوری و شورای شهر به روش هایی متوسل شده بودند که شان و شعور مردم را خدشه دار می کردند، هر چند سعی می نمودند وجه مردم داری را حفظ نمایند اما از شیوه تبلیغاتی پوپولیستی استفاده می کردند و از در صداقت با مردم خارج می شدند. گرچه مردم به صورت ریشه ای شناختی از عمق اهداف و تفکرات آنها نداشتند. شیوه های ناصحیح، تهمت های ناروا به حریف، انحراف در اهداف و رسالت ها با شبه ها و گزاره های نادرست. در حوزه ریاست جمهوری بیشتر به چشم می خورد. به جند نمونه از شیوه های غیر اخلاقی شعارهای تبلیغاتی بر می خوریم که بسی جای تامل دارد، واقعا آیا نیاز بود برای جلب رضایت مردم برای رای دادن به آنها خارج از شیوه های صحیح عمل نماییم. در مناظرات تلویزیونی که بین کاندیداها صورت گرفت، نقش آقای روحانی و معاون اولش آقای جهانگیری با دیگر کاندیدا ها فرق داشت زیرا این آقایان مدت چهار سال مدیریت اجرایی کشور را در دست داشتند و می بایست از دوره چهار ساله خدمتگزاری خود دفاع کنند و کارهای مهمی را که در حوزه های مختلف انجام داده اند برای مردم شرح دهند تا مردم متوجه زحمات گذشته آنها شوند. متاسفانه شاهد آن بودیم که در بیشتر موارد تفرئه رفتند و آدرس عوضی به مردم می دادند و سعی می نمودند نظر و دیدگاه مردم را عوض نمایند. آنطور القاء کنند، که اگر به آنها رای ندهند، حریف آنها باعث مشکلاتی برای آنها خواهد شد. مثلا دوباره جنگ می شود و در خیابانها بین زن و مرد دیوار می کشند، و جریفش در دهه شصت عده ای را اعدام نموده است،و حتی تحریم بهتر از کیس رقیب است. و همچنین برای فریب افکار عمومی از قومیت و تبعیض در قومیت ها در شعارهای انتخاباتی شان دم می زنند که باعث تفرقه شود.اگر هم در منطقه ای به خاطر سوء مدیرت و ناکارآمدی مدیران چه محلی و چه مرکزی که خود چهار سال در راس قوه مجریه بوده است،نتوانسته اند ایجاد توسعه و رشد و شکوفایی شود با کدام موازین شرعی و عرفی به مردم آدرس غلط می دهند.در انتخابات های مختلف شعارهایی که از حلقوم کاندیداتورها ی مختلف برای شوراها، نمایندگان مجلس، رئیس جمهوری شنیده می شود"مردم ولی نعمتان ما هستند" می باشد. بعضی از آنها با داشتن روزنامه، روشنفکران، دگر اندیشان، و یا شبکه های مجازی ارتباط جمعی سعی می کنند به روش پوپولیستی، با شبهه، دروغ، اخبار نادرست، ذهن مردم را به طرف خود جلب کنند، تا بتوانند رای بیشتری رابدست بیاورند. من نمی دانم، این گروه آدم ها چگونه فکر می کنند، که با هر وسیله ای دوست دارند دین مردم را به گردن خود بیاندازند، آیا دنیا ارزش این رادارد؟ اکثر این اشخاص در بیانات و گفتارشان سعی می کنند خود را پیرو حضرت علی علیه السلام نشان دهند، پیرو کسی که به مالک اشتر نخعی در انتخاب مسئولین حکومتی می فرماید<<کارگزاران دولتی را از میان مردمی با تجربه و با حیا، از خاندان های پاکیزه و با تقوا، که در مسلمانی سابقه درخشانی دارند انتخاب کن ...>>

عجیب آنجاست که، در شعارشان مردم را نیز ولی نعمتان خود می دانند ولی با سخنرانی ها، نوشتار روشنفکرانشان امثال آقای زیبا کلام که سعی می کند با القائات و یک طرفه به قضاوت نشستن، به قول خودش به روش پوپولیستی با شعور همان مردمی که ولی نعمتشان اصحاب خواص طیف فکری شان هستند بازی کنند. داد مردم از گرانی، بیکاری، حقوق های نجومی انحراف های اخلاقی، طلاق، رابطه بازی، رانت خواری، رشوه خواری، بی اخلاقی و... درآمده است، آقای زیبا کلام همه را به گردن کسی می اندازد که چهار سال است در دولت هیچ نقشی ندارد. اگر حرام خواری صفت بدی است، حرام نوشتن و به روش حرام رای جمع کردن نیز پسندیده نیست. بیشتر بحث من روی کسانی هستند که دین بیش از هفتاد ملیون نفر را به گردن گرفته اند، به جای اینکه از عملکرد چهار سال قدرت داری خودشان دفاع کنند آدرس عوضی به مردم می دهند، شبهه ایجاد کنند، به جای اینکه بگویند، مجاهدت جوان ها و نوجوان های مردم سایه جنگ را از بین برده است، با دست بیعت به آمریکا (شیطان بزرگ)دادن آنرا نسبت می دهند.

نتیجه

با وجودی که می دانند، اگر آمریکا و متحدانش توانایی آنرا داشتند به ایران حمله کنند در این حدود سی سال بعد از جنگ تحمیلی انجام می دادند، تمام این آقایان پوپولیستی می دانند که تفکر لیبرالیسم بر اساس سود و لذت می چرخد، اگر آمریکاییان می دانستند در حمله به ایران برایشان منفعتی دارد بدون شک این کار را می کردند، آنها توانایی نگه داری بک وجب از خاک ایران عزیز را ندارند امریکایی ها از این عالی جنابان بهتر می دانند که مردم ایران، جوان ایرانی، شجاعت و شهامت و ایثار را از علی اکبر حسین و دختر و زن ایرانی، عفاف و پاکدامنی و حریت، را از شیر زن کربلا یاد گرفته اند، و مشت آهنین آنها بارها سینه دشمنان این مرز و بوم را شکافته است.

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 3:17
برچسب‌ها : وسیله,توجیه,
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها